آدمیزاد

یک نفر آدم و

یک لشکر فکر و خیال

مگر جنس آدمی از چیست که نخراشد

از تهاجم این همه وَهم...

دوست داشتن و تنفر

تنفر...

آن‌کس، آن چیز، آن لحظه، آن معشوق...

که بسیار دوستش داشتیم،

می‌رود...

و اصرار، ناتوان در نگه داشتن

تبدیل به تنفر، بدبینی، لجاجت..‌.

می‌شود...​​​​

کدامین دادگاه؟

خانه ای که ویران شد...

پدری که مرد

زنی با بقچه ای که محتوایش شناسانامه و چند دست لباس

و بچه های پا برهنه اش...

در کدامین دادگاه می خواهد حقش را بگیرد؟...

(نجات غیبی پور حاجی‌ور)

جنگ چگونه شکل گرفت؟

جنگ چگونه شکل گرفت؟

راهبردهای غلط؟

طمع؟

سیاستمداران بی سواد؟

موشک با هیچ کوچه ای دشمنی نداشت...


(نجات غیبی پور حاجی ور)

یاد

این دیار مهر و صفا داشت، روزهای زیبا

بوی دشت گندمی، زیتون و خرما